teilnehmen
شرکت کردن، همدردی کردن
Bedeutungen
1
an + Dativ
شرکت کردن در یک رویداد، جلسه، کلاس یا مسابقه
- Ich nehme an dem Sprachkurs teil.من در کلاس زبان شرکت میکنم.
- Viele Studenten nahmen an der Demonstration teil.بسیاری از دانشجویان در تظاهرات شرکت کردند.
2
an + Dativ
ابراز همدردی کردن، شریک غم و رنج کسی بودن
- Ich nehme herzlich an Ihrem Schmerz teil.من صمیمانه با درد شما همدردی میکنم.
- Alle Freunde nahmen an seinem Schicksal teil.همه دوستان با سرنوشت او ابراز همدردی کردند.