teilstationär

Aussprache: /ˈtaɪ̯lʃtat͡sioˌnɛːɐ̯/
Worttrennung: teil·sta·ti·o·när
صفت

نیمه‌بستری، نیمه‌اقامتی، پاره‌وقت

Bedeutungen

1

به حالتی اشاره دارد که فرد بخشی از روز یا شب را در یک مرکز درمانی یا آموزشی می‌گذراند و بقیه زمان را در خانه.

  • Die Behandlung erfolgt teilstationär in der Klinik.درمان به صورت نیمه‌بستری در کلینیک انجام می‌شود.
  • Er nimmt an einem teilstationären Rehabilitationsprogramm teil.او در یک برنامه توانبخشی نیمه‌اقامتی شرکت می‌کند.
  • Die teilstationäre Betreuung ermöglicht es den Patienten, zu Hause zu wohnen.مراقبت نیمه‌بستری به بیماران اجازه می‌دهد در خانه بمانند.