mitteilen
اطلاع دادن، خبر دادن، ابلاغ کردن
Bedeutungen
1
(jemandem) etwas (Akkusativ)
به کسی چیزی را اطلاع دادن، خبر دادن، آگاه کردن.
- Könnten Sie mir bitte mitteilen, wann der Zug ankommt?لطفاً میتوانید به من اطلاع دهید که قطار چه زمانی میرسد؟
- Sie hat ihm ihre Entscheidung mitgeteilt.او تصمیمش را به او اطلاع داد.
2
sich (Akkusativ) jemandem mitteilen
خود را با کسی در میان گذاشتن، افکار و احساسات خود را با کسی در میان گذاشتن
- Ich möchte mich dir mitteilen.میخواهم خودم را با تو در میان بگذارم.
- Sie teilt sich ihrem Freund mit.او افکار و احساساتش را با دوستش در میان میگذارد.