telegen

Aussprache: /teləˈɡeːn/
Wortzerlegung: te·le·gen
صفت

مناسب برای تلویزیون، جذاب در تلویزیون

Beispiele

  • Ihre Ausstrahlung macht sie ''telegen.کاریزمای او باعث جذابیتش در تلویزیون می‌شود.
  • Um als Moderator beim Fernsehen arbeiten zu können, muss man nicht nur fachlich geeignet, sondern auch ''telegen'' sein.برای کار به عنوان مجری تلویزیون، فرد نه تنها باید از نظر تخصص مناسب باشد، بلکه باید چهره‌ای تلویزیونی و جذاب داشته باشد.
  • Sie ist die ''telegenste'' von allen Moderatorinnen, die ich bisher gesehen habe.او جذاب‌ترین چهره تلویزیونی در میان تمام مجریانی است که تا به حال دیده‌ام.
  • Die Fernsehgewaltigen begannen plötzlich zu begreifen, wie ''telegen'' diese Sportart doch ist und dass es kaum einen besseren Weg gab, sein Fernsehprogramm zu füllen.مسئولان تلویزیون ناگهان شروع کردند به درک اینکه این ورزش چقدر برای تلویزیون جذاب است و تقریباً هیچ راه بهتری برای پر کردن کنداکتور تلویزیون وجود ندارد.