teleportieren
دورنوردی کردن، تلهپورت کردن (انتقال چیزی یا کسی به مکانی دیگر بدون طی فیزیکی مسافت)
Beispiele
- Wissenschaftlern auf dem fünften Kontinent ist es gelungen, mit Effekten der Quantenmechanik Teilchen über weite Strecken zu ''teleportieren.دانشمندان در قاره پنجم موفق شدهاند با استفاده از اثرات مکانیک کوانتومی، ذرات را در فواصل طولانی دورنوردی کنند.
Bedeutungen
1
transitiv / intransitiv
انتقال فوری یک شیء یا شخص از یک مکان به مکان دیگر بدون عبور از فضای میانی (علمی-تخیلی)
- In vielen Science-Fiction-Filmen können Menschen teleportieren.در بسیاری از فیلمهای علمی-تخیلی، انسانها میتوانند تلهپورت کنند.
- Der Wissenschaftler träumt davon, Materie teleportieren zu können.دانشمند رویای این را دارد که بتواند ماده را تلهپورت کند.