tendieren
تمایل داشتن، گرایش داشتن
Beispiele
- Meine Bereitschaft, an diesem Projekt mitzuarbeiten, ''tendiert'' gegen Null.آمادگی من برای همکاری در این پروژه، به سمت صفر میل میکند (نزدیک به صفر است).
- Dabei kommt es ihnen nicht in den Sinn, daß [!] die Gemeindeparlamente, die auf diese Weise einen Teil ihrer Tarifhoheit zurückgewinnen, eher zu einem Druck auf die Preise als zu deren Erhöhung ''tendieren'' könnten.در این میان به ذهن آنها خطور نمیکند که پارلمانهای محلی که از این طریق بخشی از استقلال تعرفهای خود را به دست میآورند، ممکن است بیشتر به سمت فشار بر قیمتها تمایل داشته باشند تا افزایش آنها.
Bedeutungen
1
zu + Dativ
تمایل یا گرایش داشتن به انجام کاری یا به سمت چیزی.
- Er tendiert dazu, immer zu spät zu kommen.او تمایل دارد همیشه دیر بیاید.
- Die Preise tendieren nach oben.قیمتها رو به افزایش هستند.