tentakelbesetzt

Aussprache: /tɛnˈtakl̩bəˌzɛtst/
Worttrennung: ten·ta·kel·be·setzt
صفت

دارای شاخک، مجهز به شاخک

Bedeutungen

1

مجهز به شاخک یا زائده‌های شبیه به شاخک.

  • Die Qualle war mit langen, tentakelbesetzten Armen versehen.عروس دریایی مجهز به بازوهای بلند و شاخک‌دار بود.
  • Der Roboterarm ist tentakelbesetzt, um Objekte besser greifen zu können.بازوی ربات مجهز به شاخک است تا بتواند اشیاء را بهتر بگیرد.
  • In der Tiefsee leben viele tentakelbesetzte Lebewesen.موجودات زیادی با شاخک در اعماق دریا زندگی می‌کنند.