terpentingetränkt
آغشته به تربانتین، اشباع شده از تربانتین
Bedeutungen
1
کاملاً آغشته یا اشباع شده از تربانتین، معمولاً به دلیل استفاده در نقاشی یا تمیز کردن.
- Die Pinsel lagen in einem Glas mit terpentingetränktem Wasser.قلمموها در ظرفی با آب آغشته به تربانتین قرار داشتند.
- Der Geruch von terpentingetränkten Lappen erfüllte die Luft im Atelier.بوی پارچههای آغشته به تربانتین هوا را در آتلیه پر کرده بود.
- Er wischte die Leinwand mit einem terpentingetränkten Tuch ab.او بوم نقاشی را با پارچهای آغشته به تربانتین پاک کرد.