teufeln
لعنت کردن، نفرین کردن، شیطانی رفتار کردن
Beispiele
- Er ''teufelte'' den ganzen Tag.او تمام روز لعنت میفرستاد.
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
مانند شیطان عمل کردن، لعنت فرستادن، خشمگین شدن یا با عصبانیت رفتار کردن.
- Er teufelte vor Wut über die Ungerechtigkeit.او از خشم به خاطر بیعدالتی لعنت میفرستاد (خشمگین بود).
- Die Kinder teufelten im Garten herum.بچهها در باغ شیطنت میکردند.
2
(ohne Objekt)
(اصطلاحاً) به شدت کار کردن، زحمت کشیدن.
- Er teufelt Tag und Nacht, um das Projekt fertigzustellen.او شب و روز به شدت کار میکند تا پروژه را به پایان برساند.
- Sie teufelte in der Küche, um das Festmahl vorzubereiten.او در آشپزخانه به شدت زحمت میکشید تا غذای جشن را آماده کند.