teufeln

Aussprache: /ˈtɔɪ̯fl̩n/
Wortzerlegung: teu·feln
فعل

لعنت کردن، نفرین کردن، شیطانی رفتار کردن

Beispiele

  • Er ''teufelte'' den ganzen Tag.او تمام روز لعنت می‌فرستاد.

Bedeutungen

1 (ohne Objekt)

مانند شیطان عمل کردن، لعنت فرستادن، خشمگین شدن یا با عصبانیت رفتار کردن.

  • Er teufelte vor Wut über die Ungerechtigkeit.او از خشم به خاطر بی‌عدالتی لعنت می‌فرستاد (خشمگین بود).
  • Die Kinder teufelten im Garten herum.بچه‌ها در باغ شیطنت می‌کردند.
2 (ohne Objekt)

(اصطلاحاً) به شدت کار کردن، زحمت کشیدن.

  • Er teufelt Tag und Nacht, um das Projekt fertigzustellen.او شب و روز به شدت کار می‌کند تا پروژه را به پایان برساند.
  • Sie teufelte in der Küche, um das Festmahl vorzubereiten.او در آشپزخانه به شدت زحمت می‌کشید تا غذای جشن را آماده کند.