texten
متن نوشتن، ترانه سرودن؛ (عامیانه) پیامک فرستادن؛ (عامیانه) زیاد حرف زدن و خسته کردن
Beispiele
- Sie ''textet'' ihre Lieder selber.او خودش ترانههایش را میسراید.
- Nach Goscinnys Tod ''textete'' Uderzo selber die Geschichten.پس از مرگ گوسینی، اودرزو خودش داستانها را نوشت.
- Stefan Gottschling: „Stark ''texten,'' mehr verkaufen“ (Buchtitel)استفان گوتشلینگ: «قوی بنویسید، بیشتر بفروشید» (عنوان کتاب)
- Misan ''textet'' Frusci: "Danke für deine Comics, die waren echt toll! Sehen wir uns später?".میسان به فروسی پیامک میزند: «ممنون برای کمیکهایت، واقعاً عالی بودند! همدیگر را بعداً میبینیم؟
Bedeutungen
1
(ohne Objekt) / Akkusativ (Nachricht)
پیامک فرستادن، پیام متنی نوشتن
- Ich texte dir später.بعداً بهت پیامک میدهم.
- Sie textet den ganzen Tag mit ihren Freunden.او تمام روز با دوستانش پیامک بازی میکند.
2
Akkusativ
متن (ترانه، تبلیغ) نوشتن
- Er textet Lieder für eine Band.او برای یک گروه موسیقی ترانه مینویسد.
- Die Agentur textet Werbeanzeigen.آژانس تبلیغاتی، متن آگهیهای تبلیغاتی را مینویسد.