thürmen

Aussprache: /ˈtʏʁmən/
Worttrennung: thür·men
Wort

به زندان انداختن، حبس کردن (معنای قدیمی)

Beispiele

  • Auch soll die Herrschaft keinen blöcken oder thürmen (in den Stok oder Thurm werfen) wan er Bürgen vor die Frevel hat. Er hat denn das Leben verfochten.همچنین ارباب نباید کسی را زندانی کند یا به برج بیندازد (به چوب‌بست یا برج بیندازد) اگر او برای جرم‌هایش ضامن داشته باشد. مگر اینکه او برای جانش جنگیده باشد.

Bedeutungen

1 Akkusativ (اگر فاعل خود انباشت کننده باشد)

انباشته شدن یا چیده شدن اشیاء (مانند برف، سنگ، یا غلات) به صورت توده‌های بلند و شبیه به برج.

  • Der Schnee thürmte sich meterhoch an den Straßenrändern.برف تا ارتفاع چند متر در کنار جاده‌ها انباشته شده بود.
  • Die alten Bücher thürmten sich in den Regalen des Antiquariats.کتاب‌های قدیمی در قفسه‌های عتیقه‌فروشی به صورت توده انباشته شده بودند.
2 Akkusativ

ساختن یا چیدن چیزی به شکل برج یا توده بلند.

  • Die Kinder thürmten Sandburgen am Strand.بچه‌ها قلعه‌های شنی را در ساحل ساختند.
  • Die Arbeiter thürmten die Säcke mit Getreide zu hohen Stapeln auf.کارگران کیسه‌های غلات را به صورت توده‌های بلند انباشتند.