therapieren
درمان کردن، معالجه کردن
Beispiele
- Der Arzt ''therapiert'' den Patienten, damit er gesund wird.دکتر بیمار را درمان میکند تا او بهبود یابد.
- übertragen:'' „Jedoch ist es keine Öko-Strategie, Produkte erst neu in den Markt zu drücken und dann einige grobe Auswüchse zu ''therapieren''.اما استراتژی زیستمحیطی این نیست که ابتدا محصولات را وارد بازار کنیم و سپس برخی از عوارض ناخوشایند را درمان کنیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را درمان کردن، معالجه کردن (معمولاً با روشهای پزشکی یا روانشناختی)
- Der Arzt therapiert den Patienten erfolgreich.پزشک بیمار را با موفقیت درمان میکند.
- Man kann bestimmte Krankheiten mit Medikamenten therapieren.میتوان بیماریهای خاصی را با دارو درمان کرد.