thronen

Aussprache: /ˈtʁoːnən/
Wortzerlegung: thro·nen
فعل

بر تخت نشستن، با ابهت قرار داشتن (بر فراز جایی)

Beispiele

  • Über ihnen ''thronte'' der preußische König, der nun zugleich auch deutscher Kaiser war.بالای سر آن‌ها پادشاه پروس قرار داشت که اکنون هم‌زمان امپراتور آلمان نیز بود.

Bedeutungen

1 intransitiv

بر تخت نشستن؛ به عنوان پادشاه یا حاکم فرمانروایی کردن.

  • Der König thronte majestätisch auf seinem goldenen Stuhl.پادشاه با شکوه بر صندلی طلایی خود بر تخت نشسته بود.
  • In alten Zeiten thronte der Kaiser über seinem Reich.در دوران باستان، امپراتور بر قلمرو خود فرمانروایی می‌کرد.
2 über + Dativ

بر فراز چیزی قرار گرفتن و برجسته بودن؛ در مکانی برجسته قرار داشتن.

  • Die alte Burg thront auf einem Hügel über der Stadt.قلعه قدیمی بر روی تپه‌ای مشرف به شهر قرار دارد.
  • Ein riesiger Fernseher thronte im Wohnzimmer.یک تلویزیون غول‌پیکر در اتاق نشیمن خودنمایی می‌کرد.