thronen
بر تخت نشستن، با ابهت قرار داشتن (بر فراز جایی)
Beispiele
- Über ihnen ''thronte'' der preußische König, der nun zugleich auch deutscher Kaiser war.بالای سر آنها پادشاه پروس قرار داشت که اکنون همزمان امپراتور آلمان نیز بود.
Bedeutungen
1
intransitiv
بر تخت نشستن؛ به عنوان پادشاه یا حاکم فرمانروایی کردن.
- Der König thronte majestätisch auf seinem goldenen Stuhl.پادشاه با شکوه بر صندلی طلایی خود بر تخت نشسته بود.
- In alten Zeiten thronte der Kaiser über seinem Reich.در دوران باستان، امپراتور بر قلمرو خود فرمانروایی میکرد.
2
über + Dativ
بر فراز چیزی قرار گرفتن و برجسته بودن؛ در مکانی برجسته قرار داشتن.
- Die alte Burg thront auf einem Hügel über der Stadt.قلعه قدیمی بر روی تپهای مشرف به شهر قرار دارد.
- Ein riesiger Fernseher thronte im Wohnzimmer.یک تلویزیون غولپیکر در اتاق نشیمن خودنمایی میکرد.