tickern

Aussprache: /ˈtɪkɐn/
Wortzerlegung: ti·ckern
فعل

تیک‌تاک کردن (صدای ساعت)، ارسال کردن (اخبار)

Beispiele

  • Unbarmherzig ''tickert'' der Zünder der Bombe.صدای تیک‌تاک چاشنی بمب بی‌رحمانه به گوش می‌رسد.
  • Die Presseagentur hat es gerade ''getickert'': der Deal steht!خبرگزاری همین الان مخابره کرد: توافق نهایی شد!
  • Es ist gerade über den Fernschreiber ''getickert'': Es gibt kein direktes Treffen der Parteien.همین الان از طریق تلگراف مخابره شد: هیچ دیدار مستقیمی بین احزاب وجود ندارد.

Bedeutungen

1 بدون مفعول

صدای تیک‌تیک یا کلیک کردن تولید کردن (مانند ساعت، ماشین تحریر یا صفحه کلید)

  • Die alte Uhr tickert laut im Flur.ساعت قدیمی با صدای بلند در راهرو تیک‌تیک می‌کند.
  • Er hörte das leise Tickern der Tastatur.او صدای آرام کلیک کردن صفحه کلید را شنید.
2 Akkusativ

اخبار یا اطلاعات را به سرعت و به صورت کوتاه مخابره کردن (مانند خبرگزاری‌ها)

  • Die Nachrichtenagentur tickert die neuesten Meldungen.خبرگزاری آخرین گزارش‌ها را مخابره می‌کند.
  • Die Börse tickert ständig neue Kurse.بورس دائماً نرخ‌های جدید را گزارش می‌دهد.