tiefbewegt

Aussprache: /ˈtiːfbəˌveːkt/
Worttrennung: tief·be·wegt
صفت

عمیقاً متأثر، بسیار تحت تأثیر قرار گرفته

Bedeutungen

1

احساساتی عمیق و شدید ناشی از یک تجربه، خبر یا رویداد خاص؛ به شدت تحت تأثیر قرار گرفته.

  • Sie war tiefbewegt von der herzlichen Begrüßung ihrer alten Freunde.او از استقبال گرم دوستان قدیمی‌اش عمیقاً متأثر شده بود.
  • Der Film hat mich sehr tiefbewegt.این فیلم مرا بسیار تحت تأثیر قرار داد.
  • Er sprach mit tiefbewegter Stimme über seine Kindheitserinnerungen.او با صدایی که از احساساتش حکایت داشت، درباره خاطرات کودکی‌اش صحبت کرد.