tiefbewegt
عمیقاً متأثر، بسیار تحت تأثیر قرار گرفته
Bedeutungen
1
احساساتی عمیق و شدید ناشی از یک تجربه، خبر یا رویداد خاص؛ به شدت تحت تأثیر قرار گرفته.
- Sie war tiefbewegt von der herzlichen Begrüßung ihrer alten Freunde.او از استقبال گرم دوستان قدیمیاش عمیقاً متأثر شده بود.
- Der Film hat mich sehr tiefbewegt.این فیلم مرا بسیار تحت تأثیر قرار داد.
- Er sprach mit tiefbewegter Stimme über seine Kindheitserinnerungen.او با صدایی که از احساساتش حکایت داشت، درباره خاطرات کودکیاش صحبت کرد.