tiefenentspannt
عمیقاً آرام، کاملاً آسوده
Bedeutungen
1
در حالتی از آرامش بسیار عمیق و کامل.
- Nach dem Yoga-Kurs fühlte sie sich tiefenentspannt.پس از کلاس یوگا، او احساس آرامش عمیقی داشت.
- Er lag auf dem Sofa und war tiefenentspannt.او روی مبل دراز کشیده بود و عمیقاً آرام بود.
- Die Musik half ihm, in einen tiefenentspannten Zustand zu gelangen.موسیقی به او کمک کرد تا به حالت آرامش عمیقی دست یابد.