tieferlegen

Aussprache: /ˈtiːfɐˌleːɡn̩/
Wortzerlegung: tie·fe·r·le·gen
فعل

کم کردن ارتفاع خودرو، تنزل دادن سطح

Bedeutungen

1 Akkusativ

ارتفاع شاسی یا کمک‌فنرهای خودرو را اسپرت و کم کردن

  • Er hat sein Auto um drei Zentimeter tieferlegen lassen.او ارتفاع ماشینش را سه سانتی‌متر کم کرده است.
  • Tiefergelegte Autos sehen oft sportlicher aus.ماشین‌های کم‌ارتفاع شده اغلب اسپرت‌تر به نظر می‌رسند.
2 Akkusativ

سطح، استاندارد یا کیفیت مباحثه را تنزل دادن (مجازی)

  • Man sollte das Niveau der Debatte nicht tieferlegen.نباید سطح بحث را تنزل داد.
  • Die neuen Regelm haben die Standards tiefergelegt.قوانین جدید استانداردها را پایین آورده‌اند.