tiefgefrieren

Aussprache: /ˈtiːfɡəˌfʁiːʁən/
Worttrennung: tief·ge·frie·ren
فعل

منجمد کردن (در دمای بسیار پایین)

Bedeutungen

1 Akkusativ

مواد غذایی یا سایر مواد را در دمای بسیار پایین منجمد کردن برای نگهداری طولانی‌مدت

  • Man kann viele Lebensmittel tiefgefrieren, um sie haltbar zu machen.می‌توان بسیاری از مواد غذایی را عمیقاً منجمد کرد تا ماندگاری آن‌ها افزایش یابد.
  • Wir haben die Beeren für den Winter tiefgefroren.ما توت‌ها را برای زمستان فریز کردیم.