tiefgründig
عمیق، ژرف، پرمعنا
Bedeutungen
1
دارای عمق فکری، احساسی یا معنایی زیاد؛ فراتر از سطح ظاهری.
- Das war eine tiefgründige Analyse des Problems.این یک تحلیل عمیق از مسئله بود.
- Sie hat eine sehr tiefgründige Persönlichkeit.او شخصیتی بسیار عمیق دارد.
- Der Film regte zum tiefgründigen Nachdenken an.این فیلم به تفکر عمیق وادار میکرد.