tiefgrün

Aussprache: /ˈtiːfɡryːn/
Worttrennung: tief·grün
صفت

سبز تیره

Bedeutungen

1

رنگ سبز بسیار تیره، شبیه به رنگ برگ‌های درختان در سایه یا رنگ جنگل‌های انبوه.

  • Die tiefgrünen Blätter des Waldes spendeten Schatten.برگ‌های سبز تیره جنگل سایه می‌انداختند.
  • Sie trug ein Kleid in einem schönen, tiefgrünen Farbton.او لباسی به رنگ سبز تیره‌ی زیبایی پوشیده بود.
  • Der tiefgrüne See lag ruhig inmitten der Berge.دریاچه سبز تیره در میان کوه‌ها آرام قرار گرفته بود.