tiefkühlen
منجمد کردن، فریز کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas tiefkühlen)
مواد غذایی را به سرعت و در دمای بسیار پایین منجمد کردن تا کیفیت و تازگی آنها حفظ شود (فریز کردن).
- Man sollte Obst und Gemüse sofort nach der Ernte tiefkühlen.باید میوهها و سبزیجات را بلافاصله پس از برداشت منجمد کرد.
- Die Supermarktkette tiefkühlt ihre Produkte, um sie länger haltbar zu machen.این زنجیره سوپرمارکتها محصولات خود را برای افزایش ماندگاری منجمد میکند.