tiefschwarz
سیاه عمیق، سیاه مطلق
Beispiele
- Sie hatte ihr Haar ''tiefschwarz'' gefärbt.او موهایش را سیاه عمیق رنگ کرده بود.
- Es war seine Entscheidung, in die ''tiefschwarze'' Nacht zu schreiten.این تصمیم او بود که در تاریکی مطلق شب قدم بگذارد.
سیاه عمیق، سیاه مطلق