tiefstapeln

Aussprache: /ˈtiːfˌʃtaːpl̩n/
Wortzerlegung: tief·sta·peln
فعل

کم‌گویی کردن، کمتر از آنچه هستی یا می‌توانی انجام دهی وانمود کردن، دست‌کم گرفتن

Beispiele

  • Also bei den Fremdsprachen lieber ''tiefstapeln'' und dann im Interview beeindrucken, als dass dein »fließendes Italienisch« gerade mal ausreicht, eine Pizza zu bestellen.بهتر است در مورد زبان‌های خارجی کم‌گویی کنی و در مصاحبه تحت تأثیر قرار دهی، تا اینکه «ایتالیایی روان» تو فقط برای سفارش دادن یک پیتزا کافی باشد.

Bedeutungen

1 intransitiv

توانایی‌ها یا موفقیت‌های خود را عمداً کم‌اهمیت جلوه دادن یا متواضعانه نشان دادن، اغلب برای اینکه متکبر به نظر نرسد یا انتظارات را کاهش دهد

  • Er stapelt immer tief, obwohl er sehr erfolgreich ist.او همیشه فروتنی می‌کند، با اینکه بسیار موفق است.
  • Manchmal ist es klug, tiefzustapeln, um die Konkurrenz zu überraschen.گاهی اوقات عاقلانه است که خود را دست کم بگیری تا رقبا را غافلگیر کنی.
2 intransitiv

کمتر از آنچه واقعاً می‌توان انجام داد یا انتظار داشت، قول دادن یا انتظار داشتن

  • Sie hat bewusst tiefgestapelt, um die Erwartungen nicht zu hochzuschrauben.او عمداً کمتر از واقعیت نشان داد تا انتظارات را بالا نبرد.
  • Nach dem Misserfolg der letzten Projekte sollte man lieber tiefstapeln.پس از شکست پروژه‌های اخیر، بهتر است فروتنی کرد (یا انتظارات را پایین آورد).