tiergleich
جانورگونه، شبیه حیوان
Bedeutungen
1
دارای ویژگیها، ظاهر یا رفتاری شبیه به حیوانات؛ غیرانسانی یا وحشی.
- Sein Verhalten in der Situation war fast tiergleich.رفتار او در آن موقعیت تقریباً جانورگونه بود.
- Die Masken hatten eine tiergleiche Fratze.ماسکها صورتی جانورگونه داشتند.
- Manche Kritiker warfen dem Film eine tiergleiche Darstellung der Gewalt vor.برخی منتقدان، نمایش خشونت در فیلم را جانورگونه توصیف کردند.