tilgten

Aussprache: /ˈtɪlktn̩/
Wortzerlegung: tilg·ten
Konjugierte Form

پاک کردند، پرداخت کردند، جبران کردند

Bedeutungen

1 Akkusativ

پرداخت کامل یک بدهی یا وام، به طوری که هیچ اثری از آن باقی نماند.

  • Nach vielen Jahren harter Arbeit konnte er endlich seinen Kredit tilgen.پس از سال‌ها کار سخت، او سرانجام توانست وام خود را بازپرداخت کند.
  • Die Firma hat ihre Schulden vollständig getilgt und steht nun finanziell auf soliden Füßen.شرکت بدهی‌های خود را به طور کامل تسویه کرده و اکنون از نظر مالی در وضعیت پایداری قرار دارد.
2 Akkusativ

از بین بردن کامل چیزی، به ویژه خاطرات، آثار یا تأثیرات ناخواسته.

  • Manche versuchen, die Erinnerung an das Unrecht mit der Zeit zu tilgen, doch die Wunden bleiben.برخی سعی می‌کنند خاطره بی‌عدالتی را با گذشت زمان از بین ببرند، اما زخم‌ها باقی می‌مانند.
  • Die neuen Gesetze sollen die Ungleichheiten in der Gesellschaft tilgen.قوانین جدید باید نابرابری‌ها را در جامعه از میان بردارند.