tillen

Aussprache: /ˈtɪlən/
Wortzerlegung: til·len
فعل

از کوره در رفتن، کنترل خود را از دست دادن

Beispiele

  • Ich glaube, ich ''tille!فکر کنم از کوره در رفتم!

Bedeutungen

1 Akkusativ

بلند کردن، کشیدن (بسیار نادر، منطقه‌ای یا قدیمی)

  • Er tillte den schweren Sack auf den Wagen.او کیسه سنگین را روی گاری بلند کرد.
  • Mit Mühe tillten sie das Boot an Land.با زحمت قایق را به خشکی کشیدند.