فعل
کج کردن دستگاه پینبال (برای تقلب در بازی)
معانی و تعاریف tilten:
- دستگاه پینبال را کج کردن (که باعث توقف بازی میشود)
- (مجازی، در بازیها یا روانشناسی) از کوره در رفتن، کنترل خود را از دست دادن، عصبانی شدن
جملات نمونه برای tilten:
„Doch eigentlich war er ohnehin derart dick, so dass er aufpassen musste, nicht alleine durch seinen Bierbauch das Gerät zu ''tilten.''“
اما در واقع او آنقدر چاق بود که باید مراقب میبود که دستگاه را فقط با شکم آبجویش کج نکند.
Sei vorsichtig, sonst tiltet der Automat!
مواظب باش، وگرنه دستگاه پینبال کج میشود و بازی متوقف!
Er hat so stark am Gerät gerüttelt, dass es getiltet hat.
او آنقدر دستگاه را تکان داد که بازی متوقف شد.