timbrieren

Aussprache: /tɪmˈbriːrən/
Wortzerlegung: tim·brie·ren
فعل

رنگ‌آمیزی صوتی کردن، طنین بخشیدن (به صدا یا موسیقی)

Beispiele

  • Warm ''timbriert'' ist der Mezzosopran dieses Orfeo.صدای متزوسوپران این اورفئو با طنینی گرم رنگ‌آمیزی شده است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

مهر زدن یا تمبر زدن به چیزی (با استفاده از تمبر یا مهر)

  • Der Beamte timbrierte das Dokument.مامور سند را مهر زد.
  • Sie mussten alle Formulare sorgfältig timbrieren.آنها باید تمام فرم‌ها را با دقت مهر می‌زدند.
2 Akkusativ

(در موسیقی یا صدا) به چیزی طنین یا رنگ صوتی خاصی دادن

  • Der Sänger timbrierte seine Stimme für den dramatischen Effekt.خواننده صدایش را برای تاثیر دراماتیک طنین‌دار کرد.
  • Man kann ein Instrument so timbrieren, dass es wärmer klingt.می‌توان یک ساز را طوری طنین‌دار کرد که گرم‌تر به نظر برسد.