timbrieren
رنگآمیزی صوتی کردن، طنین بخشیدن (به صدا یا موسیقی)
Beispiele
- Warm ''timbriert'' ist der Mezzosopran dieses Orfeo.صدای متزوسوپران این اورفئو با طنینی گرم رنگآمیزی شده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مهر زدن یا تمبر زدن به چیزی (با استفاده از تمبر یا مهر)
- Der Beamte timbrierte das Dokument.مامور سند را مهر زد.
- Sie mussten alle Formulare sorgfältig timbrieren.آنها باید تمام فرمها را با دقت مهر میزدند.
2
Akkusativ
(در موسیقی یا صدا) به چیزی طنین یا رنگ صوتی خاصی دادن
- Der Sänger timbrierte seine Stimme für den dramatischen Effekt.خواننده صدایش را برای تاثیر دراماتیک طنیندار کرد.
- Man kann ein Instrument so timbrieren, dass es wärmer klingt.میتوان یک ساز را طوری طنیندار کرد که گرمتر به نظر برسد.