Konjugierte Form
زمانبندی کردند / زمان را اندازه گرفتند
معانی و تعاریف timten:
- تعیین دقیق زمان یا مدت یک فرآیند، رویداد یا فعالیت، اغلب با استفاده از ابزارهای دقیق یا روشهای علمی.
جملات نمونه برای timten:
Der Wissenschaftler timtete die Reaktionszeit des Katalysators unter verschiedenen Temperaturbedingungen.
دانشمند زمان واکنش کاتالیزور را تحت شرایط دمایی مختلف به دقت زمانسنجی کرد.
Für die Analyse des Muskelkontraktionszyklus musste jeder Schritt präzise timtet werden.
برای تحلیل چرخه انقباض عضله، لازم بود هر مرحله به دقت زمانبندی شود.