tingeln

Aussprache: /ˈtɪŋl̩n/
Wortzerlegung: tin·geln
فعل

دوره‌گردی کردن (به عنوان هنرمند)، ولگردی کردن

Beispiele

  • Die Laienschauspielgruppe ''tingelte'' durchs ganze Land.گروه تئاتر آماتور در سراسر کشور دوره‌گردی می‌کرد.
  • Sie ''tingelte'' in den ihren Anfangsjahren durch ganz Europa.او در سال‌های اولیه فعالیتش در سراسر اروپا دوره‌گردی می‌کرد.
  • Sie ''tingelten'' über den Weihnachtsmarkt.آنها در بازار کریسمس ولگردی می‌کردند.

Bedeutungen

1 بدون مفعول

به عنوان هنرمند یا نوازنده، در مکان‌های مختلف (معمولاً کوچک‌تر) اجرا کردن یا دوره‌گردی کردن.

  • Der Musiker tingelt seit Jahren durch kleine Kneipen.این نوازنده سال‌هاست که در میخانه‌های کوچک دوره‌گردی می‌کند.
  • Sie tingelten von Stadt zu Stadt, um ihre Kunst zu zeigen.آنها از شهری به شهر دیگر سفر می‌کردند تا هنر خود را به نمایش بگذارند.