tirilieren
چهچهه زدن (پرندگان)
Beispiele
- Während unseres Spazierganges konnten wir das typische ''Tirilieren'' der Feldlerche hören.هنگام پیادهروی توانستیم چهچهه زیبای چکاوک صحرایی را بشنویم.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
چهچه زدن، آواز خواندن (به ویژه توسط پرندگان با صدایی بلند و آهنگین)
- Die Lerche tiriliert am Morgen.چکاوک صبحها چهچه میزند.
- Man hörte die Vögel fröhlich tirilieren.صدای چهچه شاد پرندگان شنیده میشد.