toasten
تست کردن (نان)، برشته کردن
Beispiele
- Morgens kocht er zuerst den Kaffee, bevor er sein Weißbrot ''toastet.او صبحها قبل از اینکه نان سفیدش را تست کند، اول قهوه را دم میکند.
- Eines der Geheimnisse besteht darin, dass die Fässer nur schwach ''getoastet'' sind, also kaum geröstet.یکی از رازها این است که بشکهها فقط به آرامی تست (برشته) شدهاند، یعنی عملاً برشته نشدهاند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
تست کردن (نان)، برشته کردن
- Ich toaste mein Brot jeden Morgen.من هر روز صبح نان تست میکنم.
- Sie hat die Brotscheiben getoastet.او تکههای نان را برشته کرده است.
2
ohne Objekt
(مجازی) نان تست درست کردن (با دستگاه توستر)
- Der Toaster toastet schnell.توستر سریع نان تست میکند.
- Warte kurz, ich toaste noch.کمی صبر کن، من هنوز دارم نان تست میکنم.