toben

Aussprache: /ˈtoːbn̩/
Wortzerlegung: to·ben
فعل

خشمگین بودن، غوغا کردن، طوفانی بودن

Beispiele

  • Wenn der Chef das hört, wird er wieder ''toben.اگر رئیس این را بشنود، دوباره خشمگین خواهد شد.
  • Das Publikum ''tobte.تماشاگران غوغا می‌کردند.
  • Draußen ''tobt'' der heftigste Sturm seit 30 Jahren.بیرون شدیدترین طوفان ۳۰ سال اخیر در جریان است.
  • Während vor den Toren der Stadt die Schlacht ''tobte,'' flüchteten sich die Bewohner in ihre Keller.در حالی که نبرد در بیرون دروازه‌های شهر در جریان بود، ساکنان به زیرزمین‌های خود پناه بردند.

Bedeutungen

1 (بدون مفعول)

با خشم و عصبانیت شدید رفتار کردن، فریاد زدن یا حرکت کردن.

  • Das Kind tobte vor Wut, weil es kein Eis bekam.کودک از خشم غوغا می‌کرد، چون بستنی نگرفته بود.
  • Der Löwe tobte im Käfig.شیر در قفس خشمگین بود.
2 (بدون مفعول)

اشاره به طوفان، دریا یا باد که با شدت و خشونت عمل می‌کند.

  • Der Sturm tobte die ganze Nacht.طوفان تمام شب غرش می‌کرد.
  • Das Meer tobte mit hohen Wellen.دریا با امواج بلند طوفانی بود.