herumtoben
از این سو به آن سو دویدن و بازی کردن، شیطنت کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با انرژی و سر و صدا بازی کردن، شیطنت کردن، از این سو به آن سو دویدن (معمولاً کودکان یا حیوانات).
- Die Kinder tobten im Garten herum und lachten laut.بچهها در باغ با سر و صدا بازی میکردند و بلند میخندیدند.
- Der Hund tobte voller Freude im Schnee herum.سگ با شادی در برف بازی میکرد.