umhertoben
از این سو به آن سو دویدن و بازی کردن، شیطنت کردن، با شدت حرکت کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با انرژی و سر و صدا بازی کردن، شیطنت کردن، از این سو به آن سو دویدن (معمولاً کودکان یا حیوانات).
- Die Kinder tobten umher und spielten Fangen.بچهها در اطراف میدویدند و گرگم به هوا بازی میکردند.
- Der Welpe tobte aufgeregt umher.توله سگ با هیجان در اطراف میدوید.
2
intransitiv (بدون مفعول)
با شدت و بینظمی در اطراف حرکت کردن (مثلاً باد، طوفان، یا امواج).
- Der Sturm tobte umher und riss Bäume aus.طوفان با شدت در اطراف میپیچید و درختان را از ریشه میکند.
- Die Wellen tobten umher und schlugen gegen die Klippen.امواج با شدت در اطراف میکوبیدند و به صخرهها برخورد میکردند.