tobsüchtig

Aussprache: /ˈtoːpˌzʏçtɪç/
Worttrennung: tob·süch·tig
صفت

خشمگین، عصبانی، مستعد جنون

Bedeutungen

1

به شدت خشمگین و عصبانی، به طوری که فرد کنترل خود را از دست می‌دهد و ممکن است رفتاری دیوانه‌وار از خود نشان دهد.

  • Als er die Nachricht hörte, wurde er tobend und schrie laut.وقتی خبر را شنید، خشمگین شد و فریاد زد.
  • Der tobende Sturm riss Bäume aus dem Boden.طوفان خشمگین، درختان را از ریشه بیرون کشید.
  • Er war tobend vor Wut, als er den Verrat entdeckte.وقتی خیانت را کشف کرد، از خشم دیوانه شده بود.