umhertoben

Aussprache: /ʊmˈheːɐ̯ˌtoːbn̩/
Worttrennung: um·her·to·ben
فعل

از این سو به آن سو دویدن و بازی کردن، شیطنت کردن، با شدت حرکت کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با انرژی و سر و صدا بازی کردن، شیطنت کردن، از این سو به آن سو دویدن (معمولاً کودکان یا حیوانات).

  • Die Kinder tobten umher und spielten Fangen.بچه‌ها در اطراف می‌دویدند و گرگم به هوا بازی می‌کردند.
  • Der Welpe tobte aufgeregt umher.توله سگ با هیجان در اطراف می‌دوید.
2 intransitiv (بدون مفعول)

با شدت و بی‌نظمی در اطراف حرکت کردن (مثلاً باد، طوفان، یا امواج).

  • Der Sturm tobte umher und riss Bäume aus.طوفان با شدت در اطراف می‌پیچید و درختان را از ریشه می‌کند.
  • Die Wellen tobten umher und schlugen gegen die Klippen.امواج با شدت در اطراف می‌کوبیدند و به صخره‌ها برخورد می‌کردند.