tockieren
با ضربات کوتاه و مشخص قلممو نقاشی کردن، به طوری که رنگها به هم نپیوندند
Bedeutungen
1
Akkusativ (گاهی اوقات به صورت غیرشخصی)
تولید صدای تیک تاک منظم و ممتد، شبیه به صدای ساعت یا مکانیزمهای دقیق. این اصطلاح بیشتر در ادبیات یا توصیفات دقیق به کار میرود.
- Die alte Standuhr tockierte unermüdlich im Flur und markierte das Verstreichen der Zeit.ساعت ایستاده قدیمی بیوقفه در راهرو تیک تاک میکرد و گذر زمان را نشان میداد.
- Das präzise Uhrwerk tockierte leise, ein Zeichen höchster Handwerkskunst.مکانیزم دقیق ساعت به آرامی تیک تاک میکرد، نشانهای از بالاترین هنر صنعتگری.