tokkieren
با ضربات کوتاه قلممو رنگ کردن، نقطهنقطهرنگ کردن
Bedeutungen
1
transitiv
(نادر، فنی) ضربه آرام زدن، لمس کردن، به آرامی کوبیدن
- Der Mechaniker tokkierte leicht auf das Gehäuse, um die Verbindung zu prüfen.مکانیک به آرامی به بدنه ضربه زد تا اتصال را بررسی کند.
- Beim Klavierspiel muss man die Tasten präzise tokkieren.در نواختن پیانو باید کلیدها را با دقت لمس کرد (ضربه زد).