tolerant
تساهلگر، مداراگرا، بردبار
Beispiele
- Ich schätze ihn, weil er so ''tolerant'' ist.من او را تحسین میکنم چون خیلی تساهلگر است.
- Unter den Kennern des Islam gelten bosnische Muslime als liberal, ''tolerant'' und weltgewandt.در میان صاحبنظران اسلام، مسلمانان بوسنی به عنوان افرادی لیبرال، بردبار و جهاندیده شناخته میشوند.