tolldreist
بسیار گستاخ، وقیح، کلهشق و پررو
Bedeutungen
1
بسیار گستاخ و بیپروا در رفتار یا گفتار، بدون توجه به عواقب یا احترام به دیگران.
- Sein tolldreistes Verhalten schockierte die Anwesenden.رفتار بسیار گستاخانه او حاضران را شوکه کرد.
- Sie war tolldreist genug, den Chef direkt zu kritisieren.او به اندازهی کافی گستاخ بود که مستقیماً از رئیس انتقاد کند.
- Der junge Mann machte eine tolldreiste Bemerkung, die niemand erwartet hatte.آن مرد جوان اظهار نظر بسیار جسورانهای کرد که هیچکس انتظارش را نداشت.