فعل
شیطنت کردن، بازیگوشی کردن، جست و خیز کردن
معانی و تعاریف tollen:
- با شور و هیجان بازی کردن، شیطنت کردن، جست و خیز کردن (معمولاً کودکان یا حیوانات).
جملات نمونه برای tollen:
„Die andere Zeit wurde Strandfußball gespielt, sich gegenseitig in den Sand eingebuddelt und im Wasser ''getollt.''“
در زمانهای دیگر فوتبال ساحلی بازی میشد، همدیگر را در شن دفن میکردند و در آب شیطنت میکردند.
Die Kinder tollten im Garten herum.
بچهها در باغ شیطنت میکردند.
Der Hund tollte fröhlich über die Wiese.
سگ با شادی در چمنزار جست و خیز میکرد.