tollisieren

Aussprache: /tɔliˈziːrən/
Wortzerlegung: tol·li·sie·ren
فعل

رفتار احمقانه کردن، دیوانه‌وار رفتار کردن

Beispiele

  • […] das man harnach hören wirt, wie stark Zwingli ''tollisiert'', unsinnet […]... که شنیده می‌شود زوینگلی چقدر دیوانه‌وار رفتار می‌کند، عقلش را از دست داده است...

Bedeutungen

1 Akkusativ

فرآیند تبدیل درآمدهای حاصل از عوارض (مانند عوارض جاده‌ای) به اوراق بهادار قابل معامله، معمولاً برای تامین مالی پروژه‌ها (اصطلاح تخصصی مالی).

  • Die Regierung plant, die zukünftigen Mauteinnahmen zu tollisieren, um Infrastrukturprojekte zu finanzieren.دولت قصد دارد درآمدهای آتی عوارض را اوراق بهادار کند تا پروژه‌های زیرساختی را تامین مالی کند.
  • Durch das Tollisieren der Einnahmen konnten neue Investoren für das Projekt gewonnen werden.با اوراق بهادار کردن درآمدها، سرمایه‌گذاران جدیدی برای پروژه جذب شدند.