tollpatschig

Aussprache: /ˈtɔlpatʃɪç/
Worttrennung: toll·pat·schig
صفت

دست و پا چلفتی، ناشی

Bedeutungen

1

دارای حرکات ناشیانه، بی‌دقت و اغلب منجر به افتادن اشیاء یا برخورد با وسایل؛ دست و پا چلفتی.

  • Er ist so tollpatschig, dass er ständig etwas fallen lässt.او آنقدر دست و پا چلفتی است که مدام چیزی را می‌اندازد.
  • Ihre tollpatschige Art brachte sie manchmal in Verlegenheit.رفتار ناشیانه او گاهی او را در موقعیت ناخوشایندی قرار می‌داد.
  • Der neue Kellner war etwas tollpatschig und verschüttete Getränke.پیشخدمت جدید کمی دست و پا چلفتی بود و نوشیدنی‌ها را ریخت.