tollpatschig
دست و پا چلفتی، ناشی
Bedeutungen
1
دارای حرکات ناشیانه، بیدقت و اغلب منجر به افتادن اشیاء یا برخورد با وسایل؛ دست و پا چلفتی.
- Er ist so tollpatschig, dass er ständig etwas fallen lässt.او آنقدر دست و پا چلفتی است که مدام چیزی را میاندازد.
- Ihre tollpatschige Art brachte sie manchmal in Verlegenheit.رفتار ناشیانه او گاهی او را در موقعیت ناخوشایندی قرار میداد.
- Der neue Kellner war etwas tollpatschig und verschüttete Getränke.پیشخدمت جدید کمی دست و پا چلفتی بود و نوشیدنیها را ریخت.