umhertollen

Aussprache: /ʊmˈheːɐ̯ˌtɔlən/
Worttrennung: um·her·tol·len
فعل

به این طرف و آن طرف دویدن و بازی کردن، جست و خیز کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با شور و هیجان و بازیگوشی در اطراف دویدن و جست و خیز کردن.

  • Die Kinder tollten fröhlich im Garten umher.بچه‌ها با شادی در باغ جست و خیز می‌کردند.
  • Die Welpen tollten voller Energie umher.توله سگ‌ها با انرژی زیاد به این طرف و آن طرف می‌دویدند.