tollen

Aussprache: /ˈtɔlən/
Wortzerlegung: tol·len
فعل

شیطنت کردن، بازیگوشی کردن، جست و خیز کردن

Beispiele

  • Die andere Zeit wurde Strandfußball gespielt, sich gegenseitig in den Sand eingebuddelt und im Wasser ''getollt.در زمان‌های دیگر فوتبال ساحلی بازی می‌شد، همدیگر را در شن دفن می‌کردند و در آب شیطنت می‌کردند.

Bedeutungen

1 (بدون مفعول)

با شور و هیجان بازی کردن، شیطنت کردن، جست و خیز کردن (معمولاً کودکان یا حیوانات).

  • Die Kinder tollten im Garten herum.بچه‌ها در باغ شیطنت می‌کردند.
  • Der Hund tollte fröhlich über die Wiese.سگ با شادی در چمنزار جست و خیز می‌کرد.