austollen
خود را تخلیه کردن، بازیگوشی کردن (کودکان)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با بازیهای پرانرژی و شیطنتآمیز، انرژی اضافی را تخلیه کردن؛ بازیگوشی کردن.
- Die Kinder tollten im Garten aus.بچهها در باغ بازیگوشی کردند و انرژی خود را تخلیه کردند.
- Lass die Hunde ruhig im Park austollen.بگذار سگها در پارک راحت بازی کنند و خود را تخلیه کنند.
2
reflexiv (sich austoben)
خود را تخلیه کردن، عصبانیت یا ناراحتی خود را بروز دادن (معمولاً به شکلی پر سر و صدا).
- Er musste sich erst einmal austollen, bevor er ruhig wurde.او ابتدا باید خود را تخلیه میکرد تا آرام شود.
- Sie tobte sich nach dem Streit richtig aus.او بعد از دعوا حسابی خود را تخلیه کرد.