tollwütig

Aussprache: /ˈtɔlvyːtɪç/
Worttrennung: toll·wü·tig
صفت

هاری (حیوان)، دیوانه وار (انسان)

Bedeutungen

1

مبتلا به هاری؛ بیماری ویروسی کشنده که باعث رفتار تهاجمی و عصبی در حیوانات می‌شود.

  • Der streunende Hund zeigte Anzeichen von tollwütigem Verhalten.سگ ولگرد علائم رفتار هاری را نشان می‌داد.
  • Es ist gefährlich, ein tollwütiges Tier zu berühren.لمس کردن حیوان مبتلا به هاری خطرناک است.
  • Die Impfung schützt vor der tollwütigen Krankheit.واکسن از بیماری هاری محافظت می‌کند.
2

به شدت عصبانی، خشمگین یا دیوانه؛ مانند کسی که مبتلا به هاری است (در مورد انسان‌ها، به صورت مجازی).

  • Er war tollwütig vor Wut, als er die Lüge entdeckte.وقتی دروغ را کشف کرد، از عصبانیت دیوانه شده بود.
  • Die Fans reagierten tollwütig auf die Entscheidung des Schiedsrichters.هواداران به تصمیم داور به شدت خشمگین شدند.
  • Sie schimpfte tollwütig auf die unhöflichen Passanten.او با خشم دیوانه‌وار بر سر عابران بی‌ادب فریاد زد.